اگر داغ دل بود، ما دیدهایم…
شهروندی آنلاین: حرم امام خمینی (رضی الله عنه) دیروز و امروز محل تلاقی همه راه هایی است که از اقصی نقاط ایران به یک مکان مشترک ختم می شود. خداحافظ رهبری که قدرتش بر دشمنان و مهربانی با دوستانش پشتوانه ملتی بود.
در شلوغ ترین نقطه پایتخت، جایی که هزاران چشم خیس به صندلی خالی دوخته شده بود، زمان از حرکت ایستاد. صندلی ساده در قاب دوربین عکاسان به نمادی از یک غیبت بزرگ تبدیل شده است، اما پژواک حضور صاحبش همچنان در رگ های این جمعیت متلاطم جاری است. اینجا کسی حرف نمیزنه زبان، زبان اشک ها و نگاه هاست. این جماعت آمده اند تا ببینند و باور کنند. آمده بودند تا آن چهره آشنا و آرام را برای آخرین بار در چشمانشان ثبت کنند.
هوا مملو از زمزمه های خداحافظی است و در میان هیاهوی پرچم ها و لرزان شانه ها، مه مدام در حال کار است تا گرما و درد دل ها را بشکند. قطرات سرد آب روی صورت های خسته می لغزد، با اشک ترکیب می شود و روی بتن سرد می چکد. گویی آسمان در این سوگ شگفت انگیز با زمین هماهنگ است.
این قاب ها اولین نفس های خداحافظی ملی را ثبت می کنند. رمانی از اولین ساعات سردرگمی در غیاب پدری دلسوز. لحظه هایی که ملت شانه به شانه می ایستند تا نبود آن رهبر بزرگ را باور کنند تا در پناه این غم مشترک آرام بگیرند.










